شایانشایان، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

شایان ما

بلاخره وب ما آپ شددددددددددددددددددددددددددد

سلام بر همه عذر تقصیر جهت تاخیر خوب گرفتار بودم دیگه ببخشید خوب، عوض کلی عکس از این 3،4 ماه براتون الان میذارم امیدوارم ببینید و نظر هم بذارید بوووووووووووووووووووووووووووووس بدون شرح بلاخره من اینو میگیرم اینم از سفره هفت سین امسال تا پایان سفر نوروزی عیدتونم مبارک راستی باز این یاسی منو تنها گیر اورد اینم عاقبتش اینم یه خنده جانانه که مامانم دیوونم بشه نه یاسی نه واقعا خجالت نمیکشی !!! هییییییییییییییییییییس نفسم خوابه! بازم گیرم انداختن بابا بیخیال من شین ببینم شونه بلاخره به چه درد میخوره !؟؟؟ اینم یه عکس با لباسی که مامان از خاله ...
30 خرداد 1392

خوب دیگههههههههههه

سلام ، امشب مامانم میخواد وبم رو آپ کنه اما یاسی که خواهرم و نویسنده باشه خبر نداره که فردا سورپرایز بشه ، تازه مامانم میخواد یه عکسایی هم از اون خواهر شیطون بلا بذاره براتون هههههه، دیدین نظر هم بذارید تا این مامان تنبل من سر ذوق بیاد و تند تند آپ کنه وبم رو راستی بازم عکس هست منتظر باشید تا چند روز دیگه دوباره آپ بشه وبم آخه چند وقت دیگه عیده و مامانم سرش شلوغه اینم یاسی و من ...
15 اسفند 1391

خودتون قضاوت کنید!!!!!

بابا یکی منو نجات بده من شدم عروسک این یاسی هی منو به شکلای مختلف در میاره و فیگور میده خوب خسته شدم بابا وای گیر افتادم که وای مامان یه شربت بده جیگرم حال بیاد آخه!!! هیسسسسسس! بالاخره یاسی رو خوابوندم ، دیگه چشام از دستش چپ شده ...
15 اسفند 1391

تو یک ماه گذشته.....

اولین دندونم در اومد گرچه الان دوتاست اما این عکس اولی   خوب بعدم که در ماه گذشته یاد گرفتم به تنهایی بشینم، شک دارین؟؟؟؟ این سندش تا دیدن ما نون خور شدیم ، گفتن مرد شدی برو آب بیار   خلاصه اینکه از وقتی مرد شدم واسه غذا خوردن و ماشین سواری تو صندلیای خودم میشینم !!! ...
15 اسفند 1391

شعر شایان خان

تــق و تــــق در میـــزنــن    به خـــونه ها ســـر میـزنـن آی کـــلاغــا خـبـــرخبــــر    داره میـــاد  شـــازده پســـر شــازده پسـرتپــل ومپـل    شایان خــان کپــل و مپــل  خنــده و نـاز  داره لباش    الهــی مـن بشـــم فـــداش        شازده پسر  نقل و نبات     شایان  خان   لپ  شکلات غمزه و نــاز  داره  نگاش     الهـــی مـن بشــم فـــداش شازده پسر سیب و هلو     شایان خــــان لــپ تــوپولو عشوه و نــــاز داره نگاش  &n...
10 بهمن 1391

بلاخره شایان 7 ماه شد!!

شایان الان دیگه راحت شد چون می تواند به راحتی تو  روروئکش راه بره. کامل غلت بزنه و شروع به خوردن سوپ کرد. جدیدا کونو قنبل میکنه برای چهاردست و پا شدن اما هنوز نمیتونه بجاش عقبکی میاد یه بار روتخت گذاشتمش عقبکی آمد جلو اگر بهش نرسیده  بودم ازتخت افتاده بود رو زمین از دست این شایان خان  بلا .............. راستی این شایان خان جدیدا سفره ی غذا می بیند نمی دونه چی کار باید بکنه شکموووووووو دوست داره غذا های ما رو بخوره  یه بار خونه ی  مامان بزرگ وقتی آب گوشت میخوردیم مامانم دلش نیامد به او نده و سیب زمینی رو با آبش له کرد داد شایان بخوره و یه بار هم باز خونه ی مامان بزرگ  دستش را کرد تو آش و رشته ها رو چنگ زد. ...
10 بهمن 1391

تو همین 6 ماهگی اولین مهمونیامو رفتم

اینم عکسایی از خونه ی خاله جونیا که رفتم مهمونی، یک حالی داد دختر بازی!!! ههههه رایان برو کنار مال خودمه!!! اینم همه دوست جونیام! مهمونی جدید دختر جدید، خوب مگه چیه؟؟؟!!! دارم مخ میزنما!!! اینم دوست جونیای این مهمونی ...
10 بهمن 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شایان ما می باشد